محمد خوانسارى

347

فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )

« 1 » Mod جهت . در منطق جديد ، به معنيى وسيعتر از منطق ارسطويى به كار مىرود . Modus ponendo ponens وضع مقدّم ، قاعدهء وضع مقدّم . اين قاعده در مورد قضيّهء شرطيّهء متصله به كار مىرود . Modus ponendo tollens وضع يك معاند و رفع يك معاند ديگر . ( الف يا ب است يا ج . ليكن ب است . پس ج نيست ) كاربرد اين گونه استنتاج در منفصلهء مانعة الجمع است . Modus tollendo ponens قاعدهء رفع مقدّم كه بسبب آن تالى وضع مىشود و كاربرد آن در منفصلهء مانعة الخلوّ است . الف يا ب است يا ج . لكن الف ب نيست . پس الف ج است . Modus tollendo tollens رفع تالى ، قاعدهء رفع تالى ( در شرطيهء متصله ) Mutual inclusion تساوى N Name اسم Nature ماهيّت ، ذات ، طبيعت Necessary 1 - ضرورى ، واجب 2 - ضرورى ، بديهى ، بيّن Necessary condition شرط لازم Necessary Judgement حكم ضرورى ، حكم بديهى ، حكم بيّن Necessity 1 - ضرورت ، وجوب 2 - ضرورت ، بداهت ، بيّن بودن Negation سلب ، نفى Negative سالبه Negative term لفظ معدول ، اسم معدول mod ( به معنى جهت ) و mood

--> ( 1 ) . در زبان فرانسه mode ( به معنى ضرب ) هردو به يك صورت نوشته مىشود .